خیال ِتشنه

Friday, February 18, 2005

Poseidon میزبان فرهنگی

سال پیش در یک شرکت بزرگ خانه(ملکی) به نام پوسیدون (پوسیدون نام یکی از خدایان بزرگ یونان است.) کار خود را به عنوان میزبان فرهنگی آغاز کردم. کارم این بود که به نزد مستاجرهای ایرانی بروم و با پرسش چند سوال از آنها در باره خانه و محیط زندگی شان به مصاحبه بپردازم. از آنجایی که دلم می خواست آنها را به شکلی تشویق به صحبت بیشتر در ارتباط با شرایط محیط زیست شان و تغییر آن شرایط موجود کنم به چند سوالی که این شرکت خواهان پاسخش بود اکتفا نکرده و به طرح سوالهای نظیراینکه: چه پیشنهادی برای بهتر شدن شرایط زندگی جوانهای خود در این محله دارید؟
چه پیشنهادی در رابطه با بهتر شدن این شرکت در ارتباط با شرایط مهاجرین دارید؟
آیا فکر نمی کنید ما ایرانیها بهتر است بیشتر عکس العمل نشان دهیم پیرامون آنچه که در محیط زیست مان اتفاق می افتد و بی تفاوت از کنار مسائل نگذریم؟
و سوالهایی دیگر پرداختم.
پس از اتمام یک دوره کار یکساله ، دو محقق سوئدی که برای چند فرهنگی شدن این کشور می کوشند با من و دیگر همکارم یوسرا که اهل کویت است در جلسه ای به گفت و شنود پیرامون آنچه که در این یک سال رخ داده بود نشستند. آنها از وجود ما به عنوان میزبان فرهنگی بسیار قدردانی کردند و از این شرکت خواستند که قرارداد کار ما را طولانی تر کند.
باری من و یوسرا از امروز از نو به این کار ادامه خواهیم داد و تصمیم داریم هر چه کوشاتر برای بهتر شدن شرایط مستاجرهای هموطن پیش رویم.
امیدم این است که با فعالیت هر چه بیشتر ما مهاجرین روزی کشور سوئد هیچ فرقی بین خارجی ها و سوئدیها قائل نشود.

6 Comments:

«دوستان عزيزم لطفاً وقتی پيغام می‌گذاريد، نام و نشانی خودتان را هم ذکر کنيد.»

  • At 4:09 PM, Anonymous patta said…

    سلام دوست خوبم . ممنونم بهم سرزدی اونم از اونور آب !آقا ما میخواییم کل انسانهای جهان با هم فرق نداشته باشند مگر به علم/موفق باشی وشادمان

     
  • At 2:24 PM, Anonymous nader said…

    چند فرهنگي شدن؟ عجيبا غريبا// خيلي براي من جالب بود .//و اما در باره خصوصيات ايراني ها در سوئد بايد بگويم درباره ايراني جماعت حرف زدن و شناختن فرهنگ ايراني وقت زيادي مي خواهد چند سال است دارم در باره خودمان فكر مي كنم // اما عدم وجود منابع علمي و دسترسي به افراد ي نخبه و با تجربه كارم را در سطح يك مقاله دبيرستاني نگه داشته است .اميدوارم با باز شدن سر اين مبحث توسط شما كمي بيشتر به خودمان فكر كنيم

     
  • At 2:44 PM, Anonymous کامه said…

    سلام حمیرا جان، کار تو زیبا بوده و قشنگ و مثل همیشه پر از معانی انساندوستانه. اما می دانی آرزوی واقعی من چیست؟! اینکه روزی برسد که دیگر مهاجر ایرانی وجود نداشته باشد! به امید فرداهای بهتر

     
  • At 11:06 PM, Anonymous Anonymous said…

    سلام ...

     
  • At 9:58 AM, Anonymous Anonymous said…

    خوش به حال ایرانی های تو سوئد. اینجا که خود ایتالیای ها به زور آدم به حساب میان چه برسه به خارجیا...!!شاد باشی،امیر

     
  • At 11:58 AM, Anonymous Pejman Maghsoudi said…

    دعا می کنم به اميدت برسی :)

     

Post a Comment

<< Home