خیال ِتشنه

Sunday, February 20, 2005

Brita af Geijerstam

دوستی متفکر نوشت:
" شب که بیاید همه چیز بهتر می شود
روز خواسته های بزرگی از آدم دارد که هیچوقت عملی نمی شود
اما در آرامش شب یک جورهایی آدم عوض می شود
وقتی هیچ اتفاق غیرمنتظره ای نمی افتد آدم از نو زنده می شود"

.......................

امسال پیش من نیستی

در خانه ام را نمی زنی

اما تشکر از آن هدیه فوق العاده ات

آن هرگز مثل سابق گل نمی دهد

......................................

طوفان آواز غمگین خودش را می خواند

آواز چیزی را می خواند که روزی بود

در باره بچه ای آواز می خواند که مرگ خیلی زود آن را گرفت

از قولها می خواند و بی وفاییها

از عشقی می خواند که هیچکس را جع به آن نمی داند

از رستگاری می خواند و از ابدیت

ترجمه: حمیرا طاری

4 Comments:

«دوستان عزيزم لطفاً وقتی پيغام می‌گذاريد، نام و نشانی خودتان را هم ذکر کنيد.»

  • At 9:55 PM, Blogger مجيد زهری said…

    عجب قطعه شعر زيبا و عميقی:
    «امسال پیش من نیستی
    در خانه‌ام را نمی‌زنی
    اما تشکر از آن هدیه فوق العاده‌ات
    [اما] آن هرگز مثل سابق گل نمی‌دهد»

    اسم شاعرش چيست؟

     
  • At 6:29 AM, Blogger Pantea said…

    Homeira jaan
    Thanks for your kind email and visiting my blog. I will come here again.

    Pantea
    golkhooneh

     
  • At 5:26 AM, Blogger parnian said…

    شب و روز را بهم دوخته‌ام مثل يك سپر مثل من

     
  • At 5:23 PM, Blogger X said…

    قطعات زیبایی بود
    علیرضا

     

Post a Comment

<< Home