خیال ِتشنه

Sunday, April 09, 2006

ای کاش کسی راز چشمان ما را می خواند!

خبری از روزنامه یوتبری GP:
آمریکا ایران را بمباران خواهد کرد چنانچه ایران دست از فعالیتهای خود در ارتباط با نیروی اتمی برندارد. منظور از بمباران ایران آن ناحیه ای است که این فعالیتها صورت می گیرد.

تا به امروز اینگونه بوده است که آقای جورج بوش حدود یک سالی بحثی تهدیدآمیز را در ارتباط با رژیمی و یا فعالیتهای کشوری و...پیش گرفته است. بعد از یک سال وقتی جورج بوش می بیند که آن کشور مورد نظر توجه و علاقه ای به خواسته هایش نشان نمی دهد بنابر این وارد بحثی تهدیدآمیزتر می شود که نتیجه اش آغاز جنگی است. نمونه بارز ش همان جنگ بین آمریکا و عراق است که هنوز ادامه دارد.
آقای جورج بوش معتقد است که رژیم ایران قابل اعتماد نیست و....
اگر این حرف را یک سیاستمدار انسان دوست و صلح طلب می زد شاید آدم باور می کرد ولی این حرف را مرد قدرت طلبی می زند که برای رسیدن به خواسته هایش حاضر است استخوانهای نوزادی را در زیر پاهای خود خورد کند. این حرف را مردی می زند که در دوره ای شدیدا الکلی بوده است و بعد از پناه بردن به مذهب و ترک الکل به قدرت میرسد. می خواهم بگویم حتما آسیب های مغزی زیاد دیده این بشری که در راه رفتنش، در نگاهش و در واژه هایش اثری از انسان دوستی و مروت دیده نمی شود. سخت نگرانم برای مردم عزیزم در ایران. این مردم چه گناهی کرده اند که نسل در نسل شان باید شاهد این همه بلا باشند. انقلاب ایران، جنگ بین ایران و عراق و حکومت بیست و هفت ساله کم مرگ کشت و برداشت کرده که حالا شاهد برداشت مرگی دیگر باشیم. آواره گی ما در سرتاسر جهان، داغدار شدن هزاران پدر و مادر، ناکامی آن همه جوان، زلزله و...کم بود که این یکی هم بخواهد اضافه شود.
در روزنامه یوتبری نوشته شده بود که احمدی نژاد آدلف هیتلر دوم است. از آنجایی که شناخت کافی در باره احمدی نژاد ندارم نظر درستی هم قاعدتا نمی توانم داشته باشم . اگر احمدی نژاد هیتلر دوم است جورج بوش فیگوری است که همه دیکتاتورها در شخصیتش حضور دارند. او پسر گاوچرانی (کابوی) است که گویی همه را گاو می بیند اعلا خود را.
چگونه شاد باشم؟ چگونه با ابرهای بهار نگریم وقتی در اضطراب بیدار می شوم، وقتی از طپش قلب خود هراسانم، قلبی که گاه مثل تیک تیک بمبی در وجودم صدا می کند؟ ای کاش کسی آرامش خاطرمان را به انتظار بنشیند.

هفته وحدت:
چندی پیش رفیقی ماهواره ای به من هدیه کرد. راستش اولش برایم سخت بود دیدن برنامه هایی از ایران. منظورم این است که گاه برخی برنامه ها سخت دلتنگ ایرانم می کرد و گاه سخت عصبانی . اما الان که مدتی از داشتن آن گذشته و خیلی چیزها دستگیرم شده است خوشحالم که آن را دارم چرا که با چشم باز می توانم پستی های قدرتمندان را زیر ذره بین نگاه خود ببرم. ای کاش مردم ما در ایران بتوانند این پستی ها را تشخیص بدهند. گفتم که بوش که گندش دنیا را برداشته تهدید کرده که ایران را بمباران می کند . و از خود بپرسیم آقایان قدرتمند در ایران چه می کنند! بله نام این هفته را، هفته وحدت می نامند تا مردم ما را از دیدن واقعیت ها منحرف کنند. با این وحدت ها مشغول کندن گورهای تازه اند. امیدوارم که جنگی به پا نشود. امیداوارم که همه این اتفاقاتی که دارد می افتد فقط یک خواب بد باشد. مردم خوبم، جوانهای عزیزم و ریشه های وقت فریب خوردن نیست. چشمها را باز کنید. در اخبار جهان دارد از تهدیدهای آمریکا صحبت می شود . امید است اخبارها را از منابع مختلف دنبال کنید و فریب روضه های روزی طلب آنها را نخورید.

ای کاش کسی
راز چشمان ما را می خواند

و عمق درد نهان ما را
زیر ذره بین نگاه خویش
ورق می زد

ای کاش آنان که کفن زندگی ما را
با آیه های آوره گی
و اسارت می دوختند
ما را در نطفه دار زده بودند

تا هرگز
به تماشای مرگ تدریجی خود
و شکوفه های آرزوهایمان ننشینیم

ای کاش آنان که خدایشان شیطان بود
حتی برای یک بار هم که می بود
نگاه دخترکان
و پسران ما را از
هر سوی وجودشان نظاره می کردند

حمیرا طاری

9 Comments:

«دوستان عزيزم لطفاً وقتی پيغام می‌گذاريد، نام و نشانی خودتان را هم ذکر کنيد.»

  • At 11:33 PM, Anonymous سیاوش said…

    شاید اگر ایران بودید دگر این نظرتان نبود شاید شاید شاید

     
  • At 2:25 AM, Anonymous حامد said…

    درود.
    دفتر دلنشيني داريد. از خواندنش لذت بردم. برايتان آرزوي روزهاي بهتري ميكنم و از آشنايي با شما خوشحالم.
    به شما لينك خواهم داد.
    شاد باش و ديرزي
    حامد رئيس يزدي

     
  • At 9:40 PM, Anonymous Anonymous said…

    حميرا جان سلام ... از همدلي و مهرباني ات خوشحالم گرچه اين روزها هيچكس حال و روز خوشي ندارد . با خود ميگفتم اگر كريستوفر حالا مردم مارا ميديد چه حالي پيدا ميكرد ؟ بهر حال مهمتر از نظر او يا ديگراني كه حس ايراني بودن ندارند فعلا زياد مهم نيست مهم خود ماييم كه فشارهاي دو طرفه را مي بينيم و مسئول هيچكدام هم نيستيم ! ... جالب آن است كه نه آن يانكي ها چيزي از دل مردم ما ميدانند و نه نمونه هاي داخلي و احمقشان ! .... هيچكس همراه و دلسوز مردم ما نيست و نخواهد بود مگر خود ما كه ايران را تنها نگذاريم . ايران از اين حمله ها و بي فكري ها بسيار ديده است اما دوران ما دوران باز بودن چشمهاي همه ي دنيا و حتي خود مردم ماست و البته مسئول هر سرنوشتي كه براي ما رقم بخورد ... اميد كه هر جه كه هستي سلامت و پر از اميد باشي ....بسيار ارادت ..رضا

     
  • At 10:54 PM, Anonymous پویا said…

    حمیراجان سلام. برایت کامنتی نوشته بودم که متاسفانه مثل اینکه به دستت نرسیده. اما شاد باشی و نه دلتنگ.

    پویا

     
  • At 9:35 AM, Anonymous پروانه said…

    اینجا هم خبری نیست حمیرا جان.
    از خواندن شعرت غمی اومد تو دلم
    کاش اینجا بودی و می دیدمت.

     
  • At 8:32 AM, Blogger پـروانـه اسمـاعیـل زاده said…

    انرژی هسته ای حق مسلم ماست

     
  • At 9:26 AM, Anonymous نی لبک said…

    حمیرای بسیار عزیزم
    امیدوارم خوب باشی.
    من هم شاعران افغانی را دوست دارم،سادگی و واقعی بودنی خاص را در آنها می یابم و آنها هنوز دچار روشنفکری بازی های برخی شاعران ایرانی نشده اند..
    آدرس خالده:
    http://www.khaleda-niazi.com/indexfarsi.html

     
  • At 2:35 PM, Anonymous Anonymous said…

    حمیرا چرا منو اذیت میکنی من بدبختی همه موهام ریخته طاس طاس هستم چشم من یکی مصنوعی است نمی دونم کاش دکت طاسی منو قبل داشت چراستم کور چپ در حال کر شدن اخه نباید ترحم کنی نظر در رابطه با امریکا می دم اخه من بدبخت اینجا هستم بخدا خیلی کم همه معتاد هستند دیروز بااینکوری رفتم روزنامه بخرم کاملا عادی 30نفر جلوی من وبقیه داشتند می کشیدنند به نظر من هم احترام بزارید متشکر م خانی

     
  • At 2:43 PM, Anonymous کورش said…

    حمیرا این این پرفسور ودکتر رضا خدا می دونه کیه یه شعر دراین مورد دارم که تازمانی که زنهای دیگر رومن چت می کنند پاره میکنم همه نوشته های من بی ارزش هستند باید بریزم دو از دنیا بدم میاد

     

Post a Comment

<< Home