خیال ِتشنه

Wednesday, June 22, 2005

M I TV، ماهواره

چند وقت پیش دوستی یک ماهواره یا نمی دانم هر چه که شما اسمش را می گذارید بهم هدیه کرد. راستش را بخواهید نمی خواستم هدیه اش را قبول کنم چون پیش خودم فکر می کردم ممکن با اعتیاد به آن از تلویزیون سوئد غافل بشوم و زبان سوئدی ام پس برود. اما بعد دیدم که نه اینطوری هم نیست. آدم می تواند حق انتخاب داشته باشد و آن برنامه ای را که دوست دارد انتخاب کند. تازه چه در ماهواره چه در تلویزیون سوئد برنامه های آمریکایی بی محتوی هم کم نیست. طی این روزهایی که مریض بوده و پای تلویزیون افتاده بودم تصمیم گرفتم چرخی در کانالهای ماهواره بزنم و به تجزیه و تحلیل برخی از برنامه ها بپردازم. از برنامه های آموزشی و برخی از برنامه های خوب دیگر کانالهای لسانجلسی که بگذریم بقیه برنامه هایی که از این کانالها پخش می شد مفت گران بود، چرا چون از مجریهای این کانالها گرفته تا خواننده هایی (پاره ای) که با آن ویدیوها می دیدم آنقدر سطحی بودند و دچار بیماریهای سیستم آمریکایی و تقلید که آدم حالش واقعا بهم می خورد. گاه مجریهای جوان با آن حالتهای عجیب و غریبشان آنقدر گیج و یا حواسشان به لباس و قر و فرشان بود که اصلا نمی فهمیدند چه می گویند و چگونه رفتار می کنند. بیچاره آن دسته از جوانهای ایران که هم از اینها الگو برمی دارند و هم چپ و راست به اینها تلفن می کنند. باز از طرفی بیچاره ما چرا که عده ای می گویند اینها رفتند خارج که این بشوند؟ حالا خدا کند بعضی ها بتوانند تشخیص بدهند که محصول سوئد، آلمان ، نروژ و دیگر کشورهای اروپایی تفیر زیادی با بیشتر محصولهای آمریکایی که خود تبدیل یک کالا شده اند دارد.

اما برویم سراغ جام جمی که از ایران پخش می شود برای ما خارج نشینان. یکی از کانالهایی که خیلی توجه مرا جلب کرده است و از طرفی کفر من را درآورده است کانال م آی تیوی هست. در این کانال انواع خواننده های جوان در ایران که نود و نه درصد آنها مرد هستند آواز می خوانند. حالا بگذریم از آن بخش از خواننده هایی که تقلید از صدای معین، ابی، فریدون فروغی و...می کنند. بالاخره اگر اینها هنرمند باشند دیر یا زود می فهمند که باید برگردند به خویشتن خویش و شروع به خلق و خلاقیت کنند تا کپی از صدا.اما برویم سراغ حضور زن و دختر بچه ها در این کانال. در این کانال زنی را نمی بینید که تک خوانی داشته باشد. زن در این کانال و ویدیوهایی که پخش می شود حکم یک رهگذر را دارد. مردی می خواند و او با آن روسری و تیپ امروزی اش بطور پنهانی یا نهفته به حرفهای آن خواننده سندیت می دهد با حرکات و ناز و عشوه های نهفته خود. گه گداری دختر بچه های نازی هم در این ویدیوها دیده می شوند. پسر جوانی آواز می خواند، دست او را می گیرد و حرفهای عاشقانه ای را که در اصل دارد در باب دختر جوان و یا زنی می خواند را با نگاه به او به دختر می گوید. این بخش کار حقیقتش خطرناک است و عجیب ایجاد سوتفاهم می کند، چرا که آن آوازه خان بی آنکه خود بداند نقش یک بچه باز را پیدا می کند..بیچاره همه. بیچاره دختر، پسر و بچه هامون که هیچکدام در جا خود نمی توانند قرار داشته باشند. خواننده مرد یا پسر جوان بجای نوازش یک زن و یا نگاه به یک زن مجبور است دست دختر بچه ای را بگیرد و یا به او نگاه کند و بخواند.
حالا بیایید ببینیم چرا زن نباید تک خوانی داشته باشد و چرا باید با یک مرد همصدا بشود تا بتواند بخواند و یا بگوید من نیز هستم؟
دلیلش از جانب آن دولت و حتی مردم خودمان( فراموش نکنید بسیاری از مردم خودمان بسیار نگاهی پایین نسبت به این قضیه دارند. امروز پاره ای از مردم زندانبان هستند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند) چه می توند باشد. قدر مسلم گناه است.
صدای زن مرد را تحریک می کند و ممکن است او را از حالت عادی خارج کند و...
حالا من سوالم از آنها این است که آیا آنها فکر نمی کنند که این "حالت" ممکن است در زن هم ایجاد شود. بابا این فقط مردها نیستند که هورمون دارند. این فقط مردها نیستند که می توانند از صدای کسی لذت ببرند و یا دگرگون بشوند. تازه فکر نمی کنم صدای خواننده ای آنطوری که عده ای فکر می کنند معجزه کند. مگر اینکه طرف بیمار باشد.
همه این حالات( لذت بردن از صدا، شیفته کسی شدن...) در زن هم وجود دارد، در این زن بیچاره، در این زن محروم، در این زنی که گفته اید خفقان بگیر، نیازت را سرکوب کن، نجیب باش یعنی بگو که من نیستم، یعنی بگو که تابع توام، گوش به فرمان توام،تو فرمان بده و من فرمان می برم. چرا؟ چرا من باید از تو تبعیت کنم؟ چرا من باید خودم را بپوشانم و تو نپوشانی؟ چرا تو باید موهای زیبایت را بلند کنی ، بیرون بریزی و من نتوانم؟ چرا تو باید اندام زیبای ورزشکاری ات را بیرون بیندازی و من از آن لذت ببرم و من نیندازم؟ چرا تو باید آزاد باشی که ریشت را به هر مدلی درست کنی و با آن صورت زیبای مردانه ات از من دل ببری و من تا آرایش می کنم فحش از هر کس و ناکسی بشنوم از زن متعصب و مذهبی، از مرد متعصب و از قانون زن ستیز؟
چرا تلویزیون شده مردسالار؟ چرا مرد در آنجا سالار است و زن کنیز حرف شنو؟ چرا زن این همه لااقل در این کانال بی حضور است؟ چرا زن باید شرم کند که چهره زیبا و صدای زیبای خود را نشان بده؟ چرا وقتی چهره اش را نشان می دهد با یک بغل فحش پذیرایی می شود؟ وجدانا یک روز هم که هست این دسته از مردها بیایند جا خود را با زنها عوض کنند بعد ببینند این وضعیت دق آور هست یا نیست!
و اما فراموش نکنید که ایران کشور بزرگی است با انواع تربیت و فرهنگها. فکر نکنید اگر در خانواده ای زن و یا دختر می تواند از حق خود دفاع کند در خانواده ای دیگر هم چنین است. در ایران لااقل چند خانواده متفاوت را ملاقات کردم و دیدم چقدر همه متفاوت بودند.در همین سوئد کشوری که در آن زندگی می کنم. مرد بلوچی بوده است که زن خود را با چاقو تکه تکه کرده است چرا چون زنش بعد از ازدواج در دیسکویی رقصیده است. پسر جوان ایرانی با چاقو سرتاسر بدن دوست دختر خود را خط خطی می کند چون دختر از او جدا می شود و دل به دیگری می بندد. ریشه همه این بدبختی ها تعصب است ، احساس مالکیت کردن است و به زن به عنوان یک جنس نگاه کردن است.

8 Comments:

«دوستان عزيزم لطفاً وقتی پيغام می‌گذاريد، نام و نشانی خودتان را هم ذکر کنيد.»

  • At 1:39 PM, Anonymous دانش آموز said…

    سلام دوست عزيز
    زنان ايراني زيبا هستند وحتي در يك پوشش معمولي ،بيشتر از يك اسكانديناو(!) بيكني پوش چشم نوازاند. واقعا يك اذيت جنسي محسوب مي شود!
    اما نقطه آزاردهنده، زيبايي نيست.
    رفتار زن ايراني است.آرايش جسورانه مي كند. اما تحمل تحسين شدن، به خاطر زيبايي را ندارد.
    و مرتبا جنسيت را به مخاطب مردش خاطر نشان مي كند
    ريشخند داستان اينجا ست كه مرداني هم مرتبا انقاد هاي اينچنيني مي كنند
    خيلي زود تحسبن از زيبايي را به جاهاي باريك مي كشانند و خلاصه نتيجه اين مي شود كه هست.
    :D

     
  • At 6:10 PM, Anonymous نسيم بهار said…

    سلام حميراي عزيز
    اين يادداشتت را هم آخرش به اختلاف زن و مرد ختم كردي و از ناملايمتي ها رنجور شدي!.خواهشا"با اين حال و روزت اول خودت را زياد آزرده خاطر نكن تا بهبودي حاصل بشه تا بعد .../ مسائل و نگرش هاي بنيادي در جامعه ما مدتي هست كه خيلي كم رنگ شده و هر روز هم بيشتر ميشه و اين درد بسيار بزرگ و خانمان سوز هست و اين آتشي هست كه به همه زواياي زندگي خونواده ها سرايت كرده!!. متاءسفانه وقتي صحبت از احقاق حق ميشه اول نگرشهاي جنسي و آزادي هاي ... اون مطرح ميشه و بعد مسائل ديگه معنا پيدا مي كنه.وقتي بخوام در مورد بعضي مسائل بحث كنم سردرد ميگيرم و ... /جامعه كنوني ما مرد سالار نيست، اصلا" اصلا" ... در شرايط كنوني فرزند سالار و دقيق تر دختر سالار شده .../موفق باشيد

     
  • At 8:34 AM, Blogger kargadan said…

    omidwaram ke haalat behtar shodeh bashad wa saalem o tandorost baashi.

    Imagine

    Imagine there's no heaven
    It's easy if you try
    No hell below us
    Above us only sky
    Imagine all the people
    living for today
    Imagine there's no countries
    It isn't hard to do
    Nothing to kill or die for
    And no religion too
    Imagine all the people
    Living in peace
    You may say I'm a dreamer
    But I'm not the only one
    I hope someday you'll join us
    And the world will be one
    Imagine no possessions
    I wonder if you can
    No need for greed nor hunger
    A brotherhood of man
    Imagine all the people
    Sharing all the world
    You may say I'm a dreamer
    But I'm not the only one
    I hope someday you'll join us
    And the world will live as one


    تصور کن

    تصور کن بهشتی نباشد
    اگر تلاش کنی آسان است
    جهنمی زیر پایمان نباشد
    و بالای سرمان فقط آسمان باشد
    تصور کن تمامی مردمان
    تنها برای امروزشان زندگی کنند
    تصور کن هیچ وطنی نباشد
    تصورش دشوار نیست
    وطنی که برایش بکشی یا برایش کشته شوی
    نه وطنی و نه مذهبی
    تصور کن تمامی مردمان
    در صلح زندگی کنند
    حتما می گویی من خیالبافی می کنم
    اما تنها من نیستم
    امیدوارم تو نیز روزی به ما بپیوندی
    و جهان یگانه خواهد شد
    تصور کن مالکیتی در کار نباشد
    مطمئن نیستم بتوانی
    نه نیازی به حرص است و نه گرسنگی
    برادری انسان
    تصور کن تمامی مردمان
    دنیا را میان خود قسمت می کنند
    حتما می گویی من خیالبافی می کنم
    اما تنها من نیستم
    امیدوارم تونیز روزی به ما بپیوندی
    و جهان در یگانگی خواهد زیست

     
  • At 9:37 PM, Anonymous Fariba said…

    من خودم يكی از كسانی هستم كه معشوقهام همه ،در طول زندگيم،بيشتر خوش صدا و خوش سخن يا سخنران بودن.

     
  • At 9:40 PM, Anonymous Fariba said…

    يعنی راه ورود يك مرد به قلبم صدا و نوع سخنوريش بود...

     
  • At 6:56 PM, Anonymous khayyami said…

    dust e grâm,

    kam-kam-ak dârid be ân ce mâ cand sâl e pish neveshtim :
    (http://khayyami.free.fr/parsi/pish_dar.htm) nazdik migardid !

     
  • At 7:03 PM, Anonymous khayyami said…

    Dar ân ce dar bâlâ âmad, negar e mâ be vizha be in nevesht'ast :

    http://khayyami.free.fr/parsi/falsafi/balatarinlazzat.htm

    Shâdkâm bâshid!

     
  • At 10:19 PM, Anonymous Anonymous said…

    راستش اصلاً حال كامنت گذاشتن و اين حرفا رو نداشتم، ولي اين يارو "دانش آموز" چنان نظريه اسيدي تو كامنتها نوشته كه .... ببين دانش آموز جان!
    اولا كه مي شه عين اين جهان سومي هاي كمبود دار خودمون رو با اونور مقايسه نكنيم؟ تا كي مي خواهيم ضعفها و نقصهاي فرهنگي و اجتماعيمون رو با خزعبلاتي نظير باهوش بودن ايراني ها يا خوشگل بودن زنان ايراني بپوشونيم؟! همون زن اسكانديناوي كه مي گي با يه مانتوي گشاد وقتي تو ناف تهران قدم بزنه، مردهاي ايراني كشته مردش مي شن.
    ضمنا عزيز دلم؛ جاهاي باريك يعني چي؟ حقا كه ما ايراني ها رو از بچگي عين سگ از سكس ترسوندن، براي همين تا آخر عمرمون تمام فكر و ذكرمون شده سكس و جاهاي باريك. با اين حرفت، ياد اين پيرزنها افتادم كه به سكس مي گن "خاك تو سري".

     

<< Home