خیال ِتشنه

Sunday, April 08, 2007

عید پاک و حرف ناپاک آن مرد

دیشب شب عید پاک بود. وقتی به عید پاک نگاه می کنم مراسم آن تاریخ خاک کودکی در ذهن ام ورق می خورد و ریشه های خودم را بهتر می شناسم. حتما می دانید که در عید پاک دخترها روسری بسر می کنند و به در خانه همسایه ها می روند و همسایه ها به آنها آب نبات و پاستیل می دهند. شب عید پاک بزرگترها هم انبوهی از هیزم جمع می کنند، آتش می زنند و در کنار آن می ایستند. وقتی هوا کاملا تاریک شد هم شروع به ترقه بازی می کنند. در عید پاک دانه سبز می کنند، تخم مرغ رنگ می کنند، صورت بچه ها رنگ می کنند و آب نبات و شیرینی بسیار میل می کنند . غذای عید پاک هم بوقلمو، تخم مرغ، ماهی و سیب زمینی است. دیشب بعد از 16 سال زندگی در سوئد برای اولین بار در مراسم آتش بازی آن شرکت کردم، کمی هم از خودم خجالت کشیدم که چرا اینقدر دیر اما به قول قدیمی ها ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. مگر می شود جور دیگری از زیر این قضیه در رفت؟
دیشب کنار آتش ایستاده بودم و برای دوستان سوئدی تعریف می کردم که ریشه این عید پاک از کجاست ،از فرهنگ همان فارس دیرپا. فارسی که پس از 1350 سال حمله اعراب پیشین همچنان فرهنگ دیرینه خود را زمزمه می کند. دوستان سوئدی گفتند این حرف تو می تواند واقعا صحت داشته باشد چرا که این عید پیش از طلوع دین مسیحت هم وجود داشته و بعد ها به آن شکل مذهبی دادند و متعلق به مسیحیت دانستند. یکی از دوستان که حدود 70 سال داشت و اهل مجارستان بود گفت که در کودکی تاریخ فارس را در مدرسه خوانده است. او گفت تعجب می کند که چرا در سوئد این تاریخ دیرینه را تدریس نمی کنند. ساعت 9 شب آتش راروشن کردند. ناگفته نماند که باندی دور محوطه کشانده بودند که بچه ها به آتش نزدیک نشوند و خود را صدمه نزنند. ما بزرگترها البته در کنار آتش ایستاده بودیم و از گرمای آن یخ های روح خود را آب می کردیم. بعد از ساعتی وقتی که آتش رو به خاموشی می رفت و به خاکستر می نشست چند پسربچه مهاجر از زیر باند آمدند بسوی آتش. مردی به پسرها گفت بروید بیرون و پسرها بی هیچ اعتراضی رفتند. آن مرد رفت جلو به یکی از پسرها گفت:" کله سیاه لعنتی این باند را ندیدی؟"
بغض گلویم را گرفته بود و دلم می خواست فقط بگذارم و بروم اما نرفتم، ماندم. مرد را صدا زدم و گفتم که اینجا را نگاه کن! کله سیاه دیگری ایستاده ، منظورم خود من بود. مرد خجالت کشید و گفت که ترا نمی گویم. آن مرد 70 ساله گفت که ناراحت نشو روی سخن او که به تو نبود. گفتم که از این بدتر می تواند باشد که یک بچه را اینطور بی حرمت کرد. بچه ای که از نگاه معصومش می شود خواند در دل خود چقدر حرف برای گفتن دارد. به او گفتم که وقتی فردا خشونت به دنیا آمد نپرس چرا، چرا که امشب باندی که می توانست ما (بچه ها و بزرگترها) را بهم گره بزند، به دست خود ما، ما را از هم جدا کرد.

6 Comments:

«دوستان عزيزم لطفاً وقتی پيغام می‌گذاريد، نام و نشانی خودتان را هم ذکر کنيد.»

  • At 12:22 PM, Anonymous کیان آذر said…

    دعوت به جلسه سخنراني مينا احدي٬ محمد آسنگران
    ارزيابي و بررسي سازمان "ما از مذهب رويگردانيم

    کمپين عليه اسلام سياسي و مذهب
    ex-muslime
    از همگان دعوت ميکنيم در اين جلسه حضور بهم رسانند

    زمان : يکشنبه 8 آوريل ساعت ١۹ به وقت اروپاي مرکزي
    در،یاهو مسنجر هم اتاق باز میشود. با آدرس یاهو من تماس بگیرید تا شما را دعوت
    کنم.(آدرس یاهو من در سمت راست بالا وبلاگ موجود است).ساعت شروع جلسه
    8:30
    یکشنبه به وقت ایران است

     
  • At 2:22 PM, Blogger bijan بیژن said…

    درود/خوبی حمیراجان؟ خوشی؟ چه خوب بود عکس هم می گرفتی از عید پاک امیدوارم تو شادیها از این چپیزا پیش نیاد هر جا که باشه..کامروا با شین

     
  • At 3:37 PM, Anonymous برنادت said…

    برای ادامه دادن به زندگی باید بعضی خاطره ها را سوزاند ..!سلام و عید پاک مبارک...

     
  • At 10:04 PM, Anonymous کيان آذر said…

    نامه اعتراضی معلمان به نامه منتشر شده در سایت کانون صنفی معلمان
    لطفا به نام معلمان ایران اطلاعیه ندهید
    نامه ای با امضای "جمع کثیری از معلمان ایران" در سایت کانون صنفی معلمان درج شده که هیچ ربطی به خواسته ها و اعتراضات بحق معلمان ندارد
    این نامه تلاش دارد.....
    ادامه در وبلاگ.......

     
  • At 4:22 PM, Anonymous کیان آذر said…

    شکست طلبی و سوسیالیسم همین امروز/ شکست طلبی چپ و "تز یازدهم
    موضوعی که اینجا سعی کردم قلمی کنم، مدت زیادی است که ذهنم را مشغول کرده است. اول
    بار چند سال پیش و فکر کنم قبل از……..
    ادامه در وبلاگ.................

     
  • At 9:32 PM, Anonymous کیان آذر said…

    اول مه را باشکوه تر از هر سال برگزار خواهیم کرد، محمود صالحی باید فورا آزاد شود

    بیانیه تشکلهای کارگری در ایران
    رو نوشت به همه سازمانهای کارگری در سراسر دنیا
    مورخه 20/1/1386 محمود صالحی با ترفند صحبت در باره مراسم اول ماه مه امسال به دادگاه برده شد و همانجا بر اساس حکمی که صادر گردیده و قبلا به وی ابلاغ نشده بود، بازداشت و بلافاصله به بند 7 زندان مرکزی شهر سنندج منتقل گردید
    زندانی کردن محمود صالحی با این شیوه، قبل از هر چیزی نشانگر دستپاچگی صادر کنندگان حکم برای اجرای آن به هر طریق ممکن است تا در آستانه اول ماه مه امسال، فضا را بر کارگران جهت برگزاری مراسم این روز………

    ادامه در وبلاگ.................

     

Post a Comment

<< Home