خیال ِتشنه

Tuesday, December 19, 2006

ادامه فیلم ماما و تجزیه و تحلیل چند سمبل

در فیلم ماما شخصیتی که در مرکزیت قرار دارد و ما را با قصه و حکایت های خود به این سو و آن می کشد یردا است. خانم سوسن استن در این فیلم با سمبل هایی که به شیوه بسیار ماهرانه و زیبایی استفاده کرده است برای ما جامعه مردسالاری و مکافات هایی را که یک زن هنرمند به کول می کشد تا بلکه بتواند فیلم خود را بسازد و از درد زن بگوید به تصویر می کشد. کوه یکی از سمبل های بسیار گویا و زیبایی است که او در این فیلم استفاده کرده است. در میان کوه قفلی را می بینیم سپس یردا را که در پیراهنی سرخ رنگ با طنابی از کوه بالا می رود. در این قسمت چند سمبل در هم گره می خورند. پیراهن سرخ، قفل و طناب. او پیراهن سرخی به تن دارد پیراهنی که به ما از جنسیت زن، وجود پر از عاطفه اش و شور زندگی که در او فریاد می کشد سخن می گوید. کوه اینجا از آن جامعه یک سویه و خودخواهی سخن می گوید که در آن تنها یک جنسیت می تواند سخن بگوید و سخنان خویش را پیش ببرد و به کرسی بنشاند و آن مرد است. کوه سرسخت در مقابل او ایستاده است و یردا با طنابی که از تلاش و مبارزه او سخن می گوید از این راه و از این کوه بالا می رود با هزار امید و آرزو. قفلی که در میان این کوه قرار دارد چون قلبی برای کوه است قلبی که قرار است توسط یردا باز شود. اینجا او کلید این قفل است. آنچه که در اینجا برای من بیننده جذابیت دارد این است که در فیلمها و قصه های ما زن بطور غیر مستقیم قفل خطاب شده است و مرد کلید. بیشتر ما ایرانیها به این دو سیله جنسیت داده ایم و شوخی هایی با آن کرده ایم که جنبه جنسی داشته است. اگر اشتباه نکنم اسدالله میرزا در فیلم دایی جان ناپلئون در جایی می گوید :" بالاخره میان این همه قفل کلیدی پیدا می شود که قمر را..."
نشستن آن قفل در میان کوه بسیار زیبا و پر از سخن است. یردا در اینجا زنان را به مبارزه و حرکت می خواند و از آنها می خواهد که برای شکستن جامعه مردسالار حرکتی کنند. جامعه برابر و ارزش برابر خواسته یرداست. او با پیراهن سرخ خود از زن بودن خود می گوید. از جنسی که لطیف و پر از عشق است. او با این پیراهن از عشق خود به مرد هم سخن می گوید. او سر جنگ با جنس مرد ندارد بلکه سر جنگ با جنس جامعه دارد. جنسی که تنها از یک جنس رنگ گرفته و جنس اجتماع را تنها از رنگ خود رنگ کرده است.
ادامه دارد

5 Comments:

«دوستان عزيزم لطفاً وقتی پيغام می‌گذاريد، نام و نشانی خودتان را هم ذکر کنيد.»

  • At 3:49 PM, Anonymous حسين شكر بيگي said…

    سلام! سمبوليك شده فيلمتون

     
  • At 1:55 PM, Anonymous fridoun said…

    حمیرای گرامی
    در میان مسائل غامض تبیعض ها مساله مرد سالاری یکی از مشکل ترین و در عین حال ظریفترین مشکلات جامعه بشریست. مبارزه با فرهنگ مرد سالاری نیازمند آگاهی و پس زدن این فرهنگ ازجانب مردان و زنان است. فیلم ها و آثار ادبی می تواند تاثیر به سزائی در رشد فکری جامعه داشت باشند. من این فیلم را ندیده ام اما با خواندن این نقد شما مشناق دیدن این فیلم شده ام. فیلم ساعت ها را نمیدانم دیده اید یا نه . ساعت ها هم فیلمی است در رابطه ی مبارزه با فرهنگ مسلط مرد سالاری.

    این آهنگ بلاگ تان را هم بسیار دوست دارم

    شاد و موفق باشید
    فریدون

     
  • At 6:09 AM, Anonymous پروانه said…

    سلام حمیرای عزیزم
    بسیار لذت بردم
    آن چنان غرق خواندن این دو پست اخیرت شدم که زمان و مکان را فراموش کردم مثل این بود که داشتم فیلم را میدیدم
    بسیار قشنگ با تجزیه و تحلیل سمبل ها در پایان نوشتی:"او با پیراهن سرخ خود از زن بودن خود می گوید. از جنسی که لطیف و پر از عشق است. او با این پیراهن از عشق خود به مرد هم سخن می گوید. او سرجنگ باجنس مرد ندارد بلکه سر جنگ با جنس جامعه دارد."
    روی ماه و آن فکر زیبابیت را می بوسم

     
  • At 6:14 AM, Anonymous پروانه said…

    حمیرای عزیز
    اگر مایل بودی سری به وبلاگ فرزندم بزن .شاید عکسها برایت دیدنی باشند
    www.salaar.blogspot.com
    با مهر
    پروانه

     
  • At 3:23 PM, Anonymous برنادت said…

    اين دو تن
    يك تنند
    كه رو به زيبايی می رقصند
    يكی بازيگرند
    يكی تماشاگر

     

Post a Comment

<< Home