خیال ِتشنه

Saturday, August 30, 2003

جنون عشق

مدتی است که هیچکدام از ما احساس تنهایی نمی کنیم و حرف دلمان را برای هیچکس جز خودمان تعریف نمی کنیم-آنوقتها که همدیگر را خوب نمی شناختیم قادر به فهمیدن حرفهای همدیگر هم نبودیم- من خیال می کردم او دیوانه است و او خیال می کرد من دیوانه ام-اما حالا نه یک دل که صد دل عاشق و شیای هم شدیم- دیگر نه از غربت گله می کنیم و نه از آدمهایی که هیچوقت نخواستن ما را ببینند-حالا آنقدر با هم یکی شدیم که انگار هیچ چیز جز مرگ نمی تواند از هم جدایمان کند- گاهی او می ذرسد که از او و زندگی کدام را خواهانم و من می گویم:"یا تو یا مرگ-!" و او با لبخندی ذیرو.مندانه می گوید:".یبا بود-"
دستش را می فشارم و خونم را در رگهایش می ریزم-َََََ

مدتی است که هیچکدام از ما احساس تنهایی نمی کنیم و حرف دلمان را برای هیچکس جز خودمان تعریف نمی کنیم-آنوقتها که همدیگر را خوب نمی شناختیم قادر به فهمیدن حرفهای همدیگر هم نبودیم- من خیال می کردم او دیوانه است و او خیال می کرد من دیوانه ام-اما حالا نه یک دل که صد دل عاشق و شیای هم شدیم- دیگر نه از غربت گله می کنیم و نه از آدمهایی که هیچوقت نخواستن ما را ببینند-حالا آنقدر با هم یکی شدیم که انگار هیچ چیز جز مرگ نمی تواند از هم جدایمان کند- گاهی او می ذرسد که از او و زندگی کدام را خواهانم و من می گویم:"یا تو یا مرگ-!" و او با لبخندی ذیرو.مندانه می گوید:".یبا بود-"
دستش را می فشارم و خونم را در رگهایش می ریزم-َََََ

3 Comments:

«دوستان عزيزم لطفاً وقتی پيغام می‌گذاريد، نام و نشانی خودتان را هم ذکر کنيد.»

  • At 11:43 PM, Anonymous Anonymous said…

    Nice site!
    [url=http://vgpsqqey.com/ogvu/dcvn.html]My homepage[/url] | [url=http://fsjnfflx.com/akkp/qoun.html]Cool site[/url]

     
  • At 11:44 PM, Anonymous Anonymous said…

  • At 11:44 PM, Anonymous Anonymous said…

    Good design!
    http://vgpsqqey.com/ogvu/dcvn.html | http://daqfbllr.com/kesw/tjky.html

     

Post a Comment

<< Home